
فرازهایی از دل نوشته های شهدا دست نوشته ای از شهید سلام بر خدا و شهیدان خدا و بندگان مخلص او..... از اینکه بنده بد و گناهکار خدایم سخت شرمنده ام و وقتی یاد گناهانم می افتم آرزوی مرگ می کنم ولی باز چاره ام نمی شود. هیچ برگ برنده ای ندارم که رو کنم ، جز اینکه دلم را به دو چیز خوش کرده ام: یکی اینکه با این همه گناه، او دوباره مرا به سرزمین پاکی و اخلاص و صفا و محبت بازم گرداند. پس لابد دوستم دارد و سر به سرم می گذارد، هرچند که چشم دلم کور است و نمی بینم و احساسش نمی کنم اگر چنین نبود پس چرا مر...
ادامه مطلب
فاطمه علیهاالسلام،صبر لایزال نبوی بود که در هیات عفتی سر به فلک کشیده،چادر به سر میکشید ودر کوچه های مدینه ،درتمام رهگذر های هستی،حضور خدا را به کائنات ،یاداور میشد.. دید دشمن فاطمه جان علیست xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0بلکه با جانش نگهبان علیست گفت باید جان حیدر را گرفت xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 از علی دخت پیامبر را گرفت xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 ******** آن خانه نمیدانم آن شب به چه قدرتی برپای ایستاده بود .ان مدینه چه مدینه ای بود که چنین مصیبتی را تاب اورد و...
ادامه مطلب
شهیدان رجایی و باهنر xa0 بوی بالهای سوخته خدیجه پنجی زمان گم میشود در تیک تاک تلخ فاجعه.زمان وحشت زده گوش خوابانده به اضطرابی عمیق که قد کشیده از لحظههایی شوم.حادثهای تلخ در بطن شهریورماه شکل میگیرد. از تمام زاویههای شقاوت، بوی تند توطئه و مرگ میوزد. ابلیس، بر تلّ اذهان پوسیده و غبار گرفته میخندد. بالهای آتش گرفته میوزند، میبارند، از ابرهای مشتعل، از شعلههای نفرت و کینه. همهجا پر میشود از بوی بالهای سوخته.هوا، بوی سوختگی میدهد.هوا تاول میزند. هوا در شعلههای کینه میسوزد و بادها، بوی پروازها را خ...
ادامه مطلب